ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

13

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

به مجلس شاهى بيايند . چيزهايى را كه قرار بود به شاه بدهند فروخته بودند و آنچه مانده بود سخت اندك بود . بنابراين شاه آنها را به گونهء هديه‌اى براى خودشان واگذاشت تا صرف هزينه - هاىشان شود . امروز انگليسيان شايع كردند كه شاه به ما افتخاربار اعطا كرده و فردا مردم شهر دانستند كه نه چنين است . انگليسيان چون اين خبرها را شنيدند از شرم اينكه مبادا دربارهء اين تغيير ناگهانى مورد سؤال قرار گيرند جايگاه نمايندگى خود را ترك كرده به جلفا رفتند و مخفى شدند ، اسخارور و كاركنانش از اين رويداد بسيار خشنود گشتند . معهذا اسخارور از نتيجهء كارهائى كه براى تأييد امتيازات شركت هلند انجام داده بود چندان خشنود نبود . زيرا كه انگليسيان نيز همان امتيازات را دريافت كرده بودند بى آنكه حتى شاه دربارهء فرمان‌هاى آنها پرسشى كرده باشد . به نظر اسخارور وقايع نويسى كه مسألهء انگليسيان را با شاه مطرح كرده بود موجب اين امر گرديده بود . همچنين به فرانسويان بيچاره نيز چنين وعده‌اى داده شده بود هر چند آنها در وضع بد خود باقى ماندند . اسخارور مىافزايد كه اگر انگليسيان به مجلس شاهى احضار مىشدند فرانسويان هم احضار مىشدند اما چون انگليسيان فراخوانده نشدند آنان نيز از رفتن به مجلس شاهى محروم گشتند . دشوارىهاى خارق العاده مانند زمان رژيم گذشته آشكار نبود هر چند در برخى موارد چنين بود مثلا به بهانه‌ها و دستآويزهاى گونه‌گون در زمان لشكركشى شاه اشرف به تهران اعتماد الدوله از بازرگانان و دكانداران بسيار معتبر اخاذى مىكرد . گفته مىشد كه اين اخاذىها را به اغواى نوكران ايرانى خود انجام داده است . اخاذىهايش اين بود كه از شهروندان مسلمان و ارمنى خواسته بود كه براى ساختن برج‌هائى در گرداگرد كاخ پادشاهى نيروى كار و مصالح فراهم كنند . برخى بر آن بودند كه اين كارها بر اثر هراس انجام گرفته تا كاخ پادشاهى را به گونهء دژى نظامى درآورند و برخى را باور اين بود كه اين كارها را براى تزئين كاخ